به گزارش شبکه خبری اقتصادوتجارت ، بررسی دادههای عملیاتی صنعت بیمه در سالهای اخیر نشان میدهد تمایز میان رشد اسمی و رشد واقعی به یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی شرکتها تبدیل شده است. بسیاری از شرکتها در فضای تورمی موفق به افزایش حقبیمه تولیدی میشوند، اما تنها معدودی قادرند این افزایش را به سودآوری پایدار، توازن ریسک و ثبات مالی پیوند بزنند. عملکرد دهماهه سال ۱۴۰۴ پاسارگاد از جمله نمونههایی است که میتواند در همین چارچوب تحلیل شود؛ عملکردی که در آن رشد فروش با نشانههایی از بلوغ مدیریتی و انضباط فنی همراه شده و تصویری متفاوت از توسعه در بازار بیمه ارائه میدهد.
رشد فروش فراتر از افزایش اسمی
عبور حجم حقبیمه تولیدی «بپاس» از مرز ۲۱ همت در دهماهه نخست سال، مهمترین نشانه تداوم مسیر صعودی شرکت محسوب میشود. این سطح از تولید حقبیمه در مقایسه با دوره مشابه سال قبل، رشدی نزدیک به چهل درصد را نشان میدهد؛ نرخی که تنها با اتکا به شرایط تورمی قابل توضیح نیست و از گسترش واقعی فعالیتهای بیمهای حکایت دارد. حفظ آهنگ رشد در دیماه نیز اهمیت ویژهای دارد، زیرا ماههای پایانی سال معمولاً با فشارهای عملیاتی، محدودیتهای ارتباطی و افزایش رقابت در شبکه فروش همراه است. با این حال ثبت رشد بیش از بیستوچهار درصدی فروش ماهانه نشان میدهد موتور فروش شرکت همچنان فعال مانده و توانسته در محیطی پیچیده، روند توسعه را متوقف نکند.
در نگاه تحلیلی، کیفیت این رشد اهمیت بیشتری از کمیت آن دارد. زمانی میتوان از رشد واقعی سخن گفت که افزایش فروش به شکل همزمان با کنترل ریسک و حفظ تعادل خسارت رخ دهد. دادههای عملیاتی پاسارگاد نشان میدهد افزایش تولید حقبیمه به انباشت تعهدات پرریسک منجر نشده و ساختار فروش همچنان بر پایه ارزیابی فنی استوار است. همین موضوع سبب میشود رشد ثبتشده را بتوان بهعنوان توسعهای پایدار تلقی کرد، نه صرفاً انبساطی کوتاهمدت.
نسبت خسارت و بازتعریف مدیریت ریسک
افزایش خسارت پرداختی در ظاهر میتواند نشانهای نگرانکننده تلقی شود، اما تحلیل دقیقتر نسبتها تصویر متفاوتی ارائه میدهد. رسیدن نسبت خسارت به محدوده حدود ۵۰درصد، با وجود رشد قابلتوجه فروش، بیانگر آن است که شرکت توانسته میان توسعه پرتفوی و مهار تعهدات توازن ایجاد کند. بخش مهمی از افزایش خسارت ناشی از رشد سهم رشتههای درمان و شخص ثالث است؛ رشتههایی که ذاتاً نسبت خسارت بالاتری دارند اما حضور در آنها برای حفظ سهم بازار و جریان نقدی ضروری است.
اهمیت موضوع زمانی روشنتر میشود که کنترل خسارت در همین رشتههای پرریسک بررسی شود. نسبتهای ثبتشده در درمان و ثالث نشان میدهد سیاستهای نرخگذاری، ارزیابی ریسک و انتخاب پرتفوی هدفمند توانسته مانع از خروج این رشتهها از محدوده اقتصادی شود. چنین وضعیتی در شرایطی رخ داده که بسیاری از شرکتهای بیمهای با فشار شدید خسارت در همین حوزهها مواجهاند. بنابراین میتوان گفت افزایش خسارت در پاسارگاد بیشتر بازتاب گسترش فعالیت است تا نشانه ضعف مدیریتی؛ تفاوتی ظریف که مرز میان رشد پایدار و رشد پرخطر را مشخص میکند.
از سوی دیگر، سهم ناچیز خسارت در رشتههای پرنوسانتر مانند مهندسی، کشتی یا انرژی نشان میدهد معماری ریسک شرکت بر پایه پراکندگی هوشمند تعهدات طراحی شده است. این رویکرد نهتنها از شوکهای مالی احتمالی جلوگیری میکند، بلکه امکان برنامهریزی بلندمدت برای سودآوری را نیز فراهم میسازد.
پرتفوی زندگی، ستون ثبات بلندمدت
یکی از مهمترین ویژگیهای ساختار عملیاتی پاسارگاد، سهم بالای بیمههای زندگی در ترکیب پرتفوی است؛ سهمی که همچنان در محدوده چهلوچهار درصد قرار دارد و جایگاه شرکت را در این رشته تثبیت میکند. بیمههای زندگی بهدلیل ماهیت بلندمدت، جریان درآمدی قابل پیشبینیتری ایجاد میکنند و نوسانات سودآوری را کاهش میدهند. برخورداری از میلیونها بیمهگذار در این بخش، پشتوانهای مالی به وجود میآورد که میتواند سایر فعالیتهای شرکت را نیز پشتیبانی کند.
ترکیب همزمان بیمههای زندگی با رشتههای کوتاهمدتتر مانند درمان و ثالث، نشاندهنده تلاش برای ایجاد تعادل میان سودآوری بلندمدت و نقدشوندگی کوتاهمدت است. چنین توازنی معمولاً در شرکتهایی مشاهده میشود که از مرحله رشد اولیه عبور کرده و وارد فاز بلوغ عملیاتی شدهاند. در این مرحله، هدف صرفاً افزایش فروش نیست، بلکه کیفیت درآمد و پایداری آن اهمیت پیدا میکند.
پیوند رشد و سودآوری، نشانه بلوغ عملیاتی
بررسی و تحلیل شاخصهای عملکردی دهماهه یک پیام روشن دارد و آن اینکه؛ «بپاس» توانسته میان توسعه فروش، کنترل ریسک و حفظ سودآوری ارتباط برقرار کند. این پیوند همان حلقه مفقودهای است که در بسیاری از بنگاههای مالی مشاهده نمیشود. رشد بدون سودآوری پایدار، یا سودآوری بدون توسعه بازار، هر دو میتوانند در بلندمدت شکننده باشند؛ اما همزمانی این دو متغیر نشانهای از بلوغ ساختاری است.
اگر روند مدیریت خسارت و انضباط هزینهای در ماههای آینده تداوم یابد، ظرفیت تبدیل رشد کمی به ارزشآفرینی پایدار بیش از پیش تقویت خواهد شد. در چنین شرایطی، پاسارگاد میتواند نهفقط بهعنوان یکی از بازیگران بزرگ بازار، بلکه بهعنوان نمونهای از حکمرانی مالی محتاطانه در صنعت بیمه شناخته شود؛ الگویی که نشان میدهد حتی در محیطهای اقتصادی پرنوسان نیز امکان همزمان فروش بیشتر، سودآوری باثبات و مهار ریسک وجود دارد.
این تصویر در نهایت بیانگر گذار تدریجی شرکت از مرحله توسعه صرف به مرحله تثبیت راهبردی است؛ گذاری که اگر با همین دقت مدیریتی ادامه پیدا کند، میتواند جایگاه آن را در نقشه آینده صنعت بیمه کشور بیش از پیش تقویت کند.





























































