بر اساس آخرین آمارهای رسمی و بینالمللی، ایران میزبان حدود ۴ تا ۵ میلیون اتباع افغانستانی است که بخش قابل توجهی از آنان به شکل غیرقانونی یا با مدارک نامشخص در کشور حضور دارند. در مقیاس جهانی، افغانستانیها یکی از بزرگترین جمعیتهای پناهجو و مهاجر را تشکیل میدهند که علاوه بر ایران، در پاکستان (حدود ۳.۷ میلیون)، اروپا (بیش از ۱.۵ میلیون) و کشورهای دیگر پراکندهاند. این حضور انبوه در ایران، اما به دلیل اشتراکات زبانی، مذهبی و جغرافیایی، ویژگیهای منحصربهفرد و در عین حال، بحرانزایی دارد؛ به حدی که فقط در دو استان تهران و خراسان رضوی بیش از ۶۷ درصد ایشان سکونت دارند.
آمارها نشان میدهند که بخش عمده مهاجران افغانستانی در بخشهای غیررسمی اقتصاد ایران مشغول به کار هستند. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، سهم اتباع خارجی در برخی مشاغل سخت و دشوار مانند ساختمانسازی، کشاورزی و خدمات تا ۳۰ درصد در مناطق خاصی رسیده است. دستمزد پایینتر این نیروی کار (گاه تا ۴۰ درصد کمتر از نیروی کار ایرانی) نه تنها باعث ایجاد رقابت ناعادلانه شده، بلکه به کاهش کلی دستمزدها در این بخشها انجامیده است. بررسیهای میدانی حاکی از آن است که بیش از ۶۰ درصد کارگران افغانستانی فاقد هرگونه قرارداد رسمی، پوشش بیمه یا حمایتهای اجتماعی هستند که آنان را در معرض بهرهکشی و نقض حقوق کار قرار میدهد. این وضعیت، به شکلگیری یک طبقه کارگر نامرئی با حداقل استانداردهای زندگی انجامیده و فشار مضاعفی بر سیستم تأمین اجتماعی ایران وارد کرده است.
با وجود تلاشهای دولتهای مختلف ایران برای ارائه خدمات پایه به مهاجران، سیستمهای عمومی در آستانه تحمل هستند. در حوزه آموزش، طبق اعلام وزارت آموزش و پرورش، بیش از ۶۰۰ هزار دانشآموز افغانستانی در سال تحصیلی گذشته در ایران ثبتنام کردهاند که بسیاری از آنان در مدارس مناطق مرزی یا حاشیه شهرها با تراکم کلاسی بالای ۴۰ نفر مواجهاند. در بخش سلامت، بیمارستانهای استانهای شرقی و کلانشهرهایی مانند تهران، مشهد و اصفهان با افزایش قابل توجه مراجعات این اتباع مواجه هستند. بر اساس گزارش سازمان ثبت احوال، تنها در سال ۱۴۰۲، بیش از ۱۰۰ هزار تولد از مادران افغانستانی در ایران به ثبت رسیده که نشاندهنده فشار بر سیستم بهداشت و درمان است. همچنین، زیرساختهای آبرسانی، برق و دفع فاضلاب در مناطق مهاجرنشین، اغلب پاسخگوی این حجم جمعیت نیست و به بحرانهای محلی دامن میزند.
اگرچه اکثریت مهاجران افغانستانی را شهروندان قانونپذیر تشکیل میدهند، اما حجم ورود بدون کنترل، زمینه را برای نفوذ عناصر تهدیدکننده فراهم کرده است. دادههای نیروی انتظامی ایران حاکی از آن است که سهم اتباع افغانستانی در برخی جرائم سازمانیافته مانند قاچاق موادمخدر در مناطق مرزی شرقی کشور قابل توجه است. همچنین، شکلگیری حاشیهنشینیهای گسترده در اطراف کلانشهرها (مانند شهرهای استانهای تهران، خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان) که خارج از برنامهریزی رسمی مدیریت شهری هستند، به کانونهای بالقوه ناامنی، تعارضات فرهنگی و حتی تنشهای قومی تبدیل شدهاند. این مناطق اغلب از دسترسی به خدمات پایه محروم بوده و به انبار باروت مسائل اجتماعی بدل گشتهاند.
یکی از پیچیدهترین جنبههای این بحران، وضعیت نسل دوم و سوم مهاجران است که در ایران متولد شدهاند اما فاقد مدارک اقامتی یا تابعیت ایرانی هستند. برآوردها نشان میدهد حدود ۱.۵ میلیون نفر از اتباع افغانستانی در ایران را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهند. بسیاری از آنان با محدودیتهای شدید در دسترسی به آموزش عالی، اشتغال قانونی و خدمات اجتماعی مواجهاند. این نسل، نه با افغانستان آشناست و نه جایی در ساختار رسمی ایران دارد و میتواند به منبع ناامیدی و بیثباتی در آینده تبدیل شود.
سیاست ایران در قبال مهاجران افغانستانی در طول چهار دهه گذشته میان تعهدات انسانی و دینی از یک سو، و ملاحظات امنیتی و اقتصادی از سوی دیگر در نوسان بوده است. اگرچه طرحهایی مانند ساماندهی اتباع خارجی در سالهای گذشته اجرا شده، اما نبود یک استراتژی جامع و بلندمدت مشهود است. قوانین موجود (مانند قانون اقامت اتباع خارجی مصوب ۱۳۴۶) قدیمی و ناکارآمدند. همچنین، عدم توافق جامع با دولت فعلی افغانستان (طالبان) و جامعه جهانی برای مدیریت بازگشت یا اسکان مجدد مهاجران، به ادامه این بنبست دامن زده است.
خروج از این بحران نیازمند رویکردی چندوجهی، واقعبینانه و فوری است: تدوین استراتژی ملی مهاجرت: ایجاد سند جامع مبتنی بر منافع ملی و تعهدات انسانی با همکاری تمام نهادهای ذیربط. کنترل و مدیریت مرزها: تقویت زیرساختهای مرزی و هوشمندسازی گمرکات برای کاهش ورود غیرقانونی. ساماندهی بازار کار: تعیین سهمیههای شغلی برای اتباع خارجی و نظارت بر رعایت حقوق کار آنان. گفتوگو با طالبان و جامعه جهانی: ایجاد توافق برای بازگشت داوطلبانه، آبرومندانه و تدریجی مهاجران با حمایت بینالمللی. حمایت از نسل متولد ایران: ارائه راهحل برای وضعیت هویتی کودکان و نوجوانان فاقد مدرک.
موضوع مهاجرت افغانستانیها به ایران دیگر یک مسئله صرفاً عاطفی یا مذهبی نیست؛ بحرانی امنیتی، اقتصادی و اجتماعی است که غفلت از آن میتواند تابآوری کشور را در بلندمدت تضعیف کند. ادامه روند فعلی به معنای تعمیق شکافهای اجتماعی، فشار بر منابع ملی و افزایش نارضایتی در بین هر دو جامعه میزبان و مهاجر است. وقت آن است که با نگاهی کارشناسی، شفاف و قاطع، این پرونده پیچیده مدیریت شود. آمارها نشاندهنده ابعاد گسترده بحرانی است که نیازمند عزم ملی و همکاری بینالمللی برای مدیریت آن است که بیشک غفلت امروز، بحران بزرگتر فرداست.
مهدی مقاری





























































